السيد الخميني
271
صحيفه امام ( مجموعه آثار امام خمينى ) ( فارسى )
عمرهايشان را دارند ضايع مىكنند . يعنى رفتن در اين دانشكدهها و در اين دانشگاهها جز تضييع عمر معلم و متعلم چيزى نيست . معلمها هم اين را مىدانند ، متعلمها هم اين را مىدانند - همه مىدانند لكن وضع اين طورى است . ما كه مىگوييم بايد اين ورق برگردد ، پيچيده بشود تمام اين نقشههايى كه خارجيها به دست اين عمال خبيثشان در ايران پياده كردهاند ، بايد اينها برداشته بشود ، براى اين است كه ما مىبينيم كه هر جا دست بگذاريم فاسد است ! اگر ما يك مدرسه و دانشگاه به معناى حقيقى داشتيم ، چطور وقتى كه ثروتمندهاى ما - خود « عالى جناب « 1 » » - وقتى يك كسالت پيدا مىكنند ، بايد از خارج يا بياورند ، يا اينها را منتقل كنند به خارج . بايد بروند لندن خودشان را معالجه كنند ؟ ! چطور از لندن هيچ وقت نمىآيند تهران خودشان را معالجه كنند يا جاى ديگر بروند ؟ بايد از اينجا برويم - از ايران بايد بروند به لندن براى معالجه ! اين دليل بر اين است كه ما طبيب نداريم به معناى حقيقى . طبيب داريم ، طبيبْ تصديق هم گرفته ، ديپلم هم دارد ، همه چيز دارد ، « پروفسور » هم به او مىگويند ! اما به معناى واقعى ندارد ؛ محتوا ندارد ، صورت است . يك چيزى كه اين هم از آنهايى است كه تغيير كرده ، از همان لغات است كه تغيير كرده ، « پروفسور » هم هست يعنى اين لفظ را گذاشتهاند روى يك معنايى كه آن معنا را ندارد ، محتوا ندارد و لهذا وقتى كه يكى مريض مىشود مىگويند نه ، بايد برود ، بايد برود لندن ! طبيبها هم مىگويند بايد برود لندن . خودِ طبيبها ! طبيب هم كه آمده ، مىگويند اينجا - خوب اينجا ديگر معذوريم ، بروند آنجا ! ايشان برود لندن معالجه كنند ! اين فقر ماست در فرهنگ ؛ فقر ماست در دانشگاهها ؛ در دانشكدهها . و اينها مىخواهند ما فقير باشيم . براى چه ما طبيب داشته باشيم ؟ بايد يك قدرى اين ملت احتياج داشته باشد ، وابسته باشد ! ملت هم مىخواهند وابسته باشد به اين دولتهاى ديگر و به ملتهاى ديگر . وابستگى همين است كه فرهنگمان وابسته است و دليلش اين است كه ما فرهنگ داشتهايم ، اما حالا مىخواهيم يك سدى درست كنيم ، چطور قرارداد سد را بايد ما با
--> ( 1 ) - شاه .